Home / اجتماعی / مدیریت بحران!

مدیریت بحران!

بپذیریم!!!

مدیریت بحران بلد نیستیم!

بررسی عملکرد دستگاه های مرتبط با مدیریت بحران های پیش آمده در کشور طی سالهای جاری حاکی از وجود ضعف های اساسی و ساختاری در این بین است و متاسفانه بعد از گذشت سالها و گذراندن بحران های بسیار، همچنان شاهد نبود استانداردهای حداقلی  مرسوم و رایج در این زمینه هستیم.

به نظر می رسد مدیران مسئول ما هنوز نتوانسته اند بر سر پروتکلی حداقلی در مورد مدیریت بحران به اجماع رسیده و سپس بصورت کاملا متعهدانه و هماهنگ بر سر اجرای آن وفادار باشند.
“منظور از اجماع ، هماهنگی و اتفاق نظر کلیه نهادها و افراد و دستگاه های مرتبط با بحرا نهاست”

به درستی، به نظر می رسد ما هنوز از درک ابعاد مختلف وقوع یک بحران عاجز مانده ایم!!! اصلا،  آیا پذیرفته ایم ابعاد اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، روانی، مذهبی و ده ها بعد دیگر بروز یک اتفاق ناگوار را؟

آیا مدیران و نهادهای مسئول به نقش مدیریت پیشین و پسین در کاهش و یا افزایش ابعاد خسارت بروز یک رویداد ناگوار آگاه هستند؟ که اگر هستند اثر این پیش بینی ها و تصمیمات ماخوذه در مدیریت پیشین بحران های احتمالی آینده کدامند؟

رسانه ها و نقش آنها در مدیریت بحران ها چه؟ نگاه این پروتکل به نقش رسانه ها به عنوان ابزاری برای اطلاع رسانی شفاف و کاهش آلام جامعه و همچنین بالا بردن سطح مشارکت اجتماعی در راستای مدیریت هرچه بهتر بحران ها چیست؟

اصلا آیا اهمیت مشارکت اجتماعی را در مدیریت بحران میدانیم؟

گوگل و اینستاگرام و شبکه های اجتماعی و فناوری اطلاعات را چه؟ آیا آگاهیم که گنجینه ایی از اخبار و اطلاعات و دانش مربوط به سالهای خیلی دور تا همین لحظه الان  بواسطه  گوشی های موبایل در کسری از ثانیه در اختیار عموم مردم است؟

آیا عواقب تزریق دروغ به افکار عمومی و پنهانکاری را با وجود این همه رسانه در دسترس، سنجیده ایم؟ که اگر آری ! کیفیت  و مجرای انتشار اخبار در این پروتکل چگونه است؟

اصلا آیا در راستای مدیریت پیشین بجهت آمادگی مواجهه با رخدادهای طبیعی و غیرطبیعی ، اهمیتی برای پیش بینی های لازم قائل هستیم؟

در مورد بررسی های قضایی و شناسایی مقصران احتمالی  و جرایم آن چه؟

آیا قوانین مربوطه را تهیه وابلاغ کرده ایم؟
آیا مدیران قبل از پذیرش سمت ها، به وظایف خود نسبت به پاسخگویی و تحمل کیفرهای  قصورات احتمالی واقف اند؟
که اگر آری!، تکلیف مقصران پرونده بحران های همین چند وقت اخیر نظیر قطار تبریز و استاندار به خارج سفرکرده استان سیلزده گلستان و حادثه واژگونی اتوبوس دانشگاه آزاد و سیل شیراز و صادرکنند های مجوزات ساخت غیرقانونی و … چه شد؟

راستی! آیا استعفا و برکناری مدیران مسئول در این رخدادها جایگاهی دارند؟

براستی آیا تاکنون به حوادث جاده ایی و نقش شرکت های خودرویی در این همه خسارت های جانی و مالی فکر کرده ایم؟ اصلا آیا این گونه حوادث یک بحران به حساب می آید یا خیر؟

بپذیریم !!!
بپذیریم که عملکردمان در حوزه مدیریت بحران ضعیف است و هنوز هم در حال آزمون وخطا در این زمینه هستیم. که این پذیرش خود مقدمه ایست برای بازبینی و اصلاح نواقص و نهایتا عملکرد موثرتر و با کیفیت تر نسبت به قبل .ان شالله

عزیزان تصمیم گیر در امر مدیریت بحران!

فراموش نکنید که مدیریت بحران را نمیشود با تصمیم گیری های سلیقه ای و یا حتی جزیره ایی به پیش برد و اجرا نمود.
این موضوع امریست که با هماهنگی کامل همه دستگاه ها و افراد دخیل در این بحرانها میتوان بصورت صحیح و شایسته مدیریت نمود.

فراموش نکنید که در راستای مدیریت پیشین میتوان و لازمست که برای پست ها و مسئولیت های کلیدی معیارهایی جدای از صلاحیت علمی و احیانا رابطه ها در نظر گرفت.صلاحیت های از قبیل توان اجرایی، دید بلند مدت و برنامه ریزی های پیش بینی شده.

و هزاران نکته دیگر که با مشورت با اهل فن و بها دادن به نظرات کارشناسان این حوزه میتوان آنها را جمع آوری و در راستای اعتلای هرچه بیشتر نظام مقدس جمهوری اسلامی به کار گرفت.

سخن آخر:

مصداق امروزی صحبت ها و نوشته هایم حادثه تلخ سقوط هواپیمای اوکراین و ورود ویروس کرونا به کشور است و نحوه مدیریت بحران ما در این رویدادها. که تو خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل!!!
به امید پیشرفت و تعالی روزافزون در همه ابعاد. ان شاالله

مسعود_خانی

مطالب مرنبط

Check Also

چند همسری!!!

چند روزیست صدا و سیما در حال پخش برنامه ای تحت عنوان #بدون_توقف را با …